حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

63

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

شدن عضوست تسميه وى باسم عرض لازم باشد تشنج المعده بايد دانست كه تشنج استفراغى باشد يا امتلائى در اجزاء عصبه معده كذلك در اربطه آن باسباب ماضيه ممكن الحدوث بل متحقق‌الوجودست چه اربط عصبانى الجوهراند و تشنج العصب مما اتفق الاطباء عليه پس اگر تشنج در نفس معده و اجزاء عصبه وى افتد احتواى آن بر طعام صورت نه‌بندد و غذا منهضم ناشده مندفع شود و باشد كه بنا بر ضعف بسبب اندكى بر طعام محتوى گردد و در اين هنگام جزوى از غذا منهضم و برخى نامنهضم برايد و محتوى گشتن معده بر طعام يا قليل الاحتواء بودن آن بر ان و ناگواريدن غذا درين صورت محتاج بيان و مفتقر تبيان نيست و تشنجى كه در اربطه واقع شود يا در رباطى باشد كه فيما بين معده و فقار ظهر رابطه است يا در ان رباط كه رابطه معده يا ترقوه مخلوق شده در اوّل غذا در معده بست نكند و به مجرد درد و منخدر بامعا گردد چه اتصال معاء اثنى عشرى بمعده از جانب قدام و متصل مراق‌ست پس در حين تشنج رباط مسطور على ما يشهد به حدس الضارب قدام معده ميل بخلف و جزو عالى اثنى عشرى كه بواب نام دارد باسفل نمايد و مفتوح بماند و انضمام آن ممكن نباشد پس لاجرم آنچه بمعده افتد على ما هو عليه بامعا رسد و ايضا مريض مائل بجانب راست يا به طرف چپ بود چه اگر تشنج در رباطى باشد كه بايمن فقار متصل‌ست ميل عليل بايمن باشد و اگر در ان رباط بود كه بايسر آنها اتصال دارد ميل وى بايسر بود و در صورت ثانى اعنى وقوع تشنج در رباط رابطهء معده يا ترقوه بناء على انحداب المعدة الى الاسفل بيمار منخى باشد و انصاب سينه ويرا اصلا ممكن نباشد تشنج جلد الراس و الجبهة مشهورست و حدوث آن از بعض اسباب تشنج مطلق بحصول مىپيوندد و تشنج جبهه در موسم سرما و هواء شديد البرد كثيرالوقوعست چه هواء مذكور به تبريد اعضا خاصه آنان كه قليل اللحم باشند و ايلام آنها پردازد و از آنكه انسداد مسام و كثافت جلد كه باحتقان ابخره انجامد نيز در موسم موسوم دست دهد علت موسومه ؟ ؟ ؟ با حكه و حمرت موضع بمنصه ظهور رسد هذا ما خطر بالبال و اللّه اعلم بحقيقة الحال تشبث العظم و غيرها فى الحلق پوشيده نماند كه تشبث بفوقانى و شين معجمه و موحده و مثلثه بر وزن تشنج بمعنى تعلق‌ست و تشبث العظم و غيرها عبارت از تعلق استخوان و جز آن چون خار ماهى و اشباه ويست در حلق و اسباب ما تقدم و خلش و خله موضع و در بعضى صور خروج خون احيانا بر ان شاهد بود تشقق بفوقانى و شين معجمه و قافين بر وزن تشبث عبارت از شق شدن و پاريدن عضوست و بهر عضو كه افتد بدان منسوب شود يقال تشقق الشفت و تشقق الاظفار و غير ذلك و حدوث آن از يبوست و برد مكثف صورت پذيرد كما يشهد به كثرة وقوعه فى فصل الشتاء فصل دهم در فوقانى با صاد مهمله و دردى مرض واحدست ؟ ؟ ؟